menusearch
darolsaqalain.ir

اعجاز علمی قرآن در آیۀ هفتم سورۀ طارق

يكشنبه ۱۲ مهر ۵
(0)
(0)
اعجاز علمی قرآن در آیۀ هفتم سورۀ طارق

 

اعجاز علمی قرآن در آیۀ هفتم سورۀ طارق


محمدباقر موحد[1]


چکیده

اعجاز علمی قرآن کریم از مهم‌ترین حوزه‌های پژوهش‌های میان‌رشته‌ای است که به سنجش همخوانی آیات قرآن با یافته‌های علمی نوین می‌پردازد. آیۀ هفتم سورۀ طارق، با بیان خروج «ماءٍ دافقٍ» از میان «صلب» و «ترائب»، از جمله آیاتی است که در موضوع آفرینش انسان توجّه مفسّران و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مفردات کلیدی آیه، تحلیل ادبی مرجع ضمیر در فعل «یخرج»، و بررسی انطباق آن با داده‌های پزشکی و کالبدشناسی جدید انجام شده است. روش تحقیق بر پایۀ تحلیل تفسیری _ واژگانی و مطالعۀ تطبیقی با یافته‌های علمی معاصر است. نتایج نشان می‌دهد که تعبیر قرآنی با دقّت به جایگاه شکل‌گیری و خروج منی در دستگاه تناسلی مرد اشاره دارد؛ جایی که اسپرم با ترشّحات غدّه‌های تناسلی ترکیب شده و مایع بارورکننده را پدید می‌آورد. طرح این حقیقت علمی در زمانی که بشر از چنین دانشی برخوردار نبوده، بیانگر ژرفای علمی و پیشگامی قرآن در توصیف مراحل آفرینش انسان است. ازاین‌رو، آیۀ یادشده را می‌توان نمونه‌ای روشن از اعجاز علمی قرآن دانست که می‌تواند زمینۀ گفت‌وگوی سازنده میان دین و علم را تقویت کند.
واژگان کلیدی: اعجاز علمی قرآن، مجرای انزال، صلب، ترائب، سوره طارق 


مقدمه

اعجاز علمی قرآن کریم از مهم‌ترین عرصه‌های پژوهش‌های میان‌رشته‌ای است که در دهه‌های اخیر توجّه گستردۀ پژوهشگران علوم دینی و تجربی را به خود جلب کرده است. این حوزه در پی آن است که آیاتی را بررسی کند که فراتر از سطح دانش بشری عصر نزول، به واقعیت‌های طبیعی و علمی اشاره داشته‌اند؛ آیاتی که با گذر زمان و پیشرفت علوم تجربی، ابعاد تازه‌ای از معنا و دلالت آن‌ها آشکار می‌شود و ژرفای بیان وحیانی را روشن‌تر می‌سازد.
یکی از نمونه‌های قابل توجّه در این زمینه، آیۀ هفتم سورۀ طارق است که با تعبیر «ماءٍ دافقٍ» و اشاره به خروج آن از میان «صلب» و «ترائب»، به منشأ آفرینش انسان می‌پردازد. این بیان کوتاه و فشرده، در عین ایجاز، حاوی نکته‌هایی است که هم از منظر زبانی و تفسیری درخور بررسی است، هم از دیدگاه علمی ظرفیت تطبیق و تحلیل دارد؛ ازاین‌رو، می‌تواند نمونه‌ای روشن برای سنجش رابطۀ میان قرآن و دانش تجربی به‌شمار آید.
پرداختن به این موضوع از آن جهت اهمّیت می‌یابد که نشان می‌دهد قرآن کریم تنها کتاب هدایت معنوی و اخلاقی نیست، بلکه در گزارش پدیده‌های هستی نیز از دقّت و استواری خاصّی برخوردار است؛ دقّتی که نه با دستاوردهای علمی ناسازگار است و نه در تعارض با آن‌ها قرار می‌گیرد، بلکه در مواردی هماهنگی شگفت‌انگیزی با یافته‌های قطعی علم دارد. این هماهنگی، افزون بر پاسخ‌گویی به پاره‌ای از شبهات پیرامون ناسازگاری دین و علم، می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت باور به الهی بودن قرآن و اعتماد بیشتر به زبان وحی فراهم آورد. همچنین بررسی دقیق مفردات و ساختار ادبی آیه، راه را برای فهم عمیق‌تر پیوند میان بیان قرآنی و واقعیت‌های عینی جهان می‌گشاید.
پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی _ تطبیقی سامان یافته است. در گام نخست، واژه‌های کلیدی آیه، مانند «ماءٍ دافق»، «صلب» و «ترائب»، از دیدگاه لغوی و تفسیری بررسی می‌شود تا حدود معنایی آن‌ها به‌درستی روشن گردد. سپس ساختار نحوی آیه و مرجع ضمیر در فعل «یخرج» تحلیل می‌شود؛ زیرا تعیین دقیق مرجع ضمیر، در فهم مقصود آیه نقشی اساسی دارد و می‌تواند جهت‌گیری تفسیر را تغییر دهد. در مرحلۀ بعد، یافته‌های علمی نوین در حوزۀ پزشکی و کالبدشناسی، به‌ویژه دربارۀ چگونگی شکل‌گیری منی، ترکیب اسپرم با ترشّحات غدّه‌های تناسلی و مسیر خروج آن در فرآیند باروری، مطرح و با تعبیر قرآنی سنجیده می‌شود تا میزان انطباق یا ناسازگاری احتمالی به‌صورت مستند ارزیابی گردد. در پایان، با جمع‌بندی داده‌های تفسیری و علمی، تصویری روشن از دلالت آیه ارائه می‌شود.
از نظر پیشینه، بحث اعجاز علمی قرآن سابقه‌ای دیرینه دارد و از سده‌های نخستین اسلامی تاکنون مورد توجّه مفسّران و اندیشمندان بوده است. در تفاسیر کلاسیکی چون تفسیر طبری، مجمع‌البیان طبرسی و المیزان علامه طباطبایی، آیات مربوط به آفرینش انسان، به‌ویژه در سوره‌های «مؤمنون»، «طارق» و «انسان»، بیشتر از منظر لغوی، ادبی و تربیتی بررسی شده است؛ هرچند در خلال این مباحث، اشاراتی به جنبه‌های طبیعی و جسمانی خلقت نیز دیده می‌شود.
در دوران معاصر، با گسترش دانش‌های تجربی و پزشکی، این موضوع صورتی تازه یافته و پژوهشگران کوشیده‌اند با رویکردی علمی‌تر، این آیات را با داده‌های نوین مقایسه کنند. آثاری مانند تفسیر نمونه و من وحی القرآن، به‌طور خاص به توضیح مفردات یادشده پرداخته و ارتباط آن‌ها را با فرآیند تولید و خروج منی روشن ساخته‌اند. همچنین پژوهش‌های مستقل در زمینۀ اعجاز علمی قرآن و بررسی خلقت انسان، این آیات را شاهدی بر هماهنگی قرآن با دانش پزشکی دانسته‌اند. در برخی مطالعات غربی مرتبط با رابطۀ دین و علم نیز آیاتی از قرآن دربارۀ آفرینش انسان بررسی شده و آیۀ هفتم سورۀ طارق به سبب دقّت در توصیف منشأ خروج منی، مورد توجّه قرار گرفته است.
با این همه، هنوز جای پژوهش‌های دقیق‌تر و روشمندتر باقی است؛ زیرا برخی آثار به بیان کلیات بسنده کرده یا بدون تحلیل جامع ادبی و علمی، تنها به تطبیق‌های شتاب‌زده پرداخته‌اند. ازاین‌رو، ضروری است که با نگاهی میان‌رشته‌ای و با پرهیز از افراط و تفریط، هم ساختار زبانی و تفسیری آیه با دقّت واکاوی شود، هم یافته‌های معتبر علمی به‌صورت سنجیده و مستند در تحلیل دخالت داده شود تا نتیجه‌ای استوار و قابل دفاع به‌دست آید.
مقالۀ حاضر در امتداد چنین رویکردی، می‌کوشد با حفظ امانت در فهم متن قرآن و بهره‌گیری از داده‌های علمی روز، جلوه‌ای از اعجاز علمی این کتاب آسمانی را در آیۀ هفتم سورۀ طارق تبیین کند؛ تلاشی که می‌تواند هم به غنای مطالعات قرآنی یاری رساند، هم زمینۀ گفت‌وگوی سازنده و عقلانی میان دین و علم را در مسئلۀ خلقت انسان تقویت نماید.


قرائت آیه

خداوند متعال در سورۀ طارق می‌فرماید: 
«فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ»[2]
در قرائت این آیات شریف، اختلافی مشاهده نشده و تمامی مفسران، آیات را تنها به همین نحو قرائت و تفسیر کرده‌اند.
در این آیات، خداوند متعال چگونگی خلقت اولیه انسان را بیان می‌کند؛ اینکه انسان از چه ماده‌ای خلق شده و کیفیت آن چگونه است. این تذکر، علاوه بر بار تربیتی، جلوه‌ای از اعجاز علمی قرآن را در خود دارد؛ زیرا اشاره به واقعیت‌های پزشکی دارد که نه تنها در عصر نزول قرآن، بلکه تا قرن‌های اخیر، برای بشر شناخته‌شده نبوده است.
برای تبیین این جنبه از اعجاز علمی قرآن، لازم است پیش از هر چیز به چند محور پرداخته شود:
تبیین مفردات کلیدی آیات: بررسی واژگان مهم و اصطلاحات محوری آیه برای درک دقیق معنا.
مرجع ضمیر فعل «يَخْرُجُ»: تحلیل ادبی و نحوی برای تعیین دقیق اینکه این ضمیر به چه چیزی بازمی‌گردد.
یافته‌های علمی روز: بررسی داده‌های پزشکی و آناتومی در رابطه با محل خروج منی و فرآیندهای مرتبط با آن.
ترجمه آیات: ارائه ترجمه‌ای روشن و دقیق برای فهم عمیق‌تر مفاهیم بیان‌شده در آیه.


تبیین مفردات آیه

در بررسی مفردات آیات شریف سوره طارق، اکثر واژگان روشن و قابل فهم هستند؛ از این رو، تمرکز بر مفرداتی است که در روشن شدن اعجاز علمی قرآن نقش دارند.


اول: ماءٍ دافِقٍ

از نظر لغوی، واژۀ ماء به معنای «آب» در فارسی است و واژۀ دافق از ریشه «دفق» به معنای «جهیدن» گرفته شده است. بنابراین ترکیب ماء دافق به معنای «آب جهنده» یا «جریان شدید و جهنده» است.[3]
تفسیرهای معتبر نیز بر همین معنا تأکید دارند:
المیزان: «آبی را که با سرعت و فشار جریان دارد، ماء دافق می‌نامند؛ در اینجا منظور نطفه آدمی است که با فشار از پشت پدر به رحم مادر منتقل می‌شود.» [4]
تفسیر نمونه: این تعبیر برای نطفه مرد است که در مایع منی شناور بوده و هنگام بیرون آمدن، جهش دارد.[5]
من وحی القرآن: «يندفع و يسيل بدفع و سرعة، و هو المني»؛[6] یعنی مراد منی است که با سرعت و فشار دفع می‌شود.
با توجه به تحلیل لغوی و تفسیری، می‌توان گفت که واژۀ ماء دافق در آیه شریف اشاره به مایعی جهنده دارد که منشاء خلقت انسان است و مراد از آن مایع منی مرد است.


دوم: الصُّلْبِ

واژۀ صلب از نظر لغوی (بر وزن «فُعل») به معنای «سخت و محکم» است. این واژه به مهره‌های پشت و مجاری نطفه مرد اشاره دارد و علت این نام‌گذاری، به گفته راغب، سخت بودن مهره‌های پشت است.[7]
تفسیرهای معتبر نیز بر همین معنا تأکید دارند:
المیزان: صلب به معنای «پشت» است.[8]
تفسیر نمونه: همین معنا مورد تأکید قرار گرفته است.
پرتوی از قرآن: معنای اصلی صلب هر چیز سفت، سخت و غیرقابل نفوذ است و در اصطلاح، به مهره‌های پشت و سپس به مراکز و مجاری نطفه مرد اطلاق می‌شود.[9]
مجمع البیان: صلب را به معنای «کمر» تبیین کرده است.[10]
اطیب البیان: صلب را استخوان کمر در نظر گرفته است.[11]
با توجه به این تفاسیر، صلب از نظر لغوی یا شامل بخشی از استخوان کمر است یا کل مهره‌ها و استخوان کمر را در بر می‌گیرد، و از نظر اصطلاحی شامل مجاری نطفه نیز می‌شود.
در آیه شریف، بر اساس قاموس القرآن، به احتمال قوی مراد از صلب، قسمت پایانی ستون فقرات مرد مقابل استخوان‌های عانه و خاصره است.[12] به عبارتی، همان بخشی که در شکل (با خطوط مستقیم مشخص شده) واقع شده و مقابل استخوان‌های عانه و خاصره (قسمت رنگ شده) قرار دارد، صلب محسوب می‌شود.

 

سوم: التَّرائِبِ

در تبیین واژۀ ترائب، دیدگاه‌های گوناگونی از سوی مفسّران و لغت‌پژوهان بیان شده است.
در المیزان، «ترائب» جمع «تَریبه» دانسته شده و به معنای استخوان سفید آمده است که مراد از آن، استخوان‌های سینه است.[13]
در اطیب البیان نیز «ترائب» به استخوان‌های سینه، از گردن تا میان دو پستان، تفسیر شده و تصریح گردیده که این بخش بیشتر به بدن زن نسبت داده می‌شود.[14]
در پرتوی از قرآن، با توجه به ریشۀ لغوی، «ترائب» در اصل به معنای چیزی نرم و نفوذپذیر ـ در برابر «صلب» ـ و همانند خاک دانسته شده است؛ یعنی مفهومی که نرمی و انعطاف‌پذیری در آن لحاظ شده است.[15]
امّا در قاموس القرآن احتمال دیگری مطرح شده است. بر پایه این دیدگاه، مراد از «ترائب» در آیه، استخوان‌های عانه و خاصره است.[16] در توجیه این احتمال گفته شده است: هرچند بیشتر لغت‌نویسان و مفسّران، «ترائب» را به استخوان‌های سینه و دنده‌ها معنا کرده‌اند و حتی برای آن از اشعار عرب نیز شاهد آورده‌اند، امّا واژۀ «تریبه» در اصل به معنای استخوان سینه نبوده، بلکه ریشۀ «تراب» (خاک) در آن لحاظ شده است. از آنجا که استخوان‌های سینه نرم‌تر و متحرک‌ترند، به آن‌ها «ترائب» گفته‌اند. بر همین اساس، اطلاق این واژه بر استخوان‌های عانه و خاصره نیز ـ به سبب نرمی و شباهت به خاک ـ مانعی ندارد.

از این رو، احتمال داده شده است که اگر مفسّران گذشته به آگاهی‌های پزشکی امروز دسترسی داشتند و مجرای طبیعی خروج منی را می‌شناختند، چه‌بسا «ترائب» را به همین استخوان‌های عانه و خاصره تفسیر می‌کردند.
بر این پایه، در آیه شریف می‌توان «ترائب» را به دو استخوان عانه و خاصره دانست مشخص شده‌اند.
در جمع‌بندی باید گفت: با توجه به آرای مفسّران، «ترائب» در آیه یا به استخوان‌های سینه اطلاق می‌شود یا به استخوان‌های عانه و خاصره؛ و تعیین دقیق آن نیازمند قرائن تفسیری و یافته‌های علمی تکمیلی است.


مرجع ضمیر فعل يَخْرُجُ 

در آیۀ هفتم آمده است:
«يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ».
یکی از مباحث ادبیِ مطرح در میان مفسّران، تعیین مرجع ضمیر مستتر در فعل «یخرج» است. پرسش اصلی آن است که این ضمیر به چه چیزی بازمی‌گردد: آیا به «ماءٍ دافقٍ» بازمی‌گردد یا به «انسان»؟
بر اساس احتمال نخست، معنای آیه چنین خواهد بود: «آب جهنده از میان صلب و ترائب خارج می‌شود». امّا بر پایۀ احتمال دوم، معنا این می‌شود: «انسان از میان صلب و ترائب خارج می‌شود».
هرچند در میان مفسّران در این‌باره اختلاف دیده می‌شود، امّا مطابق قواعد زبان عربی، بازگشت ضمیر به «ماءٍ دافقٍ» سازگارتر است؛ زیرا ضمیر، در صورت تردید، به نزدیک‌ترین مرجع خود بازمی‌گردد، مگر آنکه مانعی ادبی یا معنایی وجود داشته باشد. در اینجا چنین مانعی دیده نمی‌شود. ازاین‌رو، رجوع ضمیر به «ماءٍ دافقٍ» طبیعی‌تر و مطابق قاعده است.
به نظر می‌رسد کسانی که ضمیر را به «انسان» برگردانده‌اند، در تحلیل خود تحت تأثیر تلقّی نادرست از محل خروج منی قرار گرفته‌اند؛ زیرا گمان کرده‌اند که محل خروج منی همان عورت است. بر این اساس، تطبیق عبارت «مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» با این برداشت دشوار می‌نمود و برای رفع این ناسازگاری، ناچار ضمیر را به «انسان» بازگردانده و آیه را ناظر به تولّد و خروج نوزاد دانسته‌اند.
امّا این توجیه از دو جهت قابل پذیرش نیست: نخست آنکه با قواعد ادبی زبان عربی سازگار نیست؛ دوم آنکه مبنای علمی آن نیز نادرست است. عورت، محل عبور منی است، نه محل خروج و تشکیل آن. محل شکل‌گیری و خروج واقعی منی، مجرای انزال و دستگاه درونی تناسلی است که در ناحیۀ میان صلب و ترائب قرار دارد.
ازاین‌رو، بازگشت ضمیر «یخرج» به «ماءٍ دافقٍ» هم از نظر ادبی و هم از نظر علمی، دقیق‌تر و منطبق‌تر با ظاهر آیه است و زمینۀ فهم روشن‌تری از دلالت علمی آن فراهم می‌آورد.


یافته‌های علمی دربارۀ محل خروج منی

پیش از ورود به بحث علمی، تبیین یک نکته بنیادی لازم است و آن تفکیک دقیق میان «اسپرم» و «منی» است؛ زیرا خلط این دو، منشأ بسیاری از بدفهمی‌ها در تفسیر آیه شده است. اسپرم تنها یک سلول جنسی نر است که نقش آن حمل مادّه ژنتیکی مردانه است، امّا «منی» مایعی مرکّب و چندجزئی است که افزون بر میلیون‌ها اسپرم، مشتمل بر ترشحات کیسه‌های منی، غدّۀ پروستات و دیگر غدد تناسلی است. این ترشحات محیط تغذیه، حفاظت و حرکت اسپرم را فراهم می‌سازد و بدون آن‌ها، اسپرم نه قدرت تحرّک مؤثّر دارد و نه توان بقا و باروری.
ازاین‌رو، از دیدگاه علمی، عامل واقعی باروری «مایع منی» است، نه اسپرمِ منفرد. همین نکته با تعبیر قرآنی «ماءٍ دافقٍ» سازگارتر است؛ زیرا واژۀ «ماء» بر یک مایع جاری دلالت دارد، نه بر یک سلول میکروسکوپی. همچنین وصف «دافق» به معنای جهنده و با فشار خارج‌شونده، به‌روشنی ویژگی فیزیولوژیک انزال را توصیف می‌کند؛ حالتی که در آن، مایع منی با فشار عضلانی و به‌صورت جهشی از بدن دفع می‌شود. بنابراین از همان سطح واژگانی نیز معلوم می‌شود که مراد قرآن «منی» است، نه «اسپرم».
امّا دربارۀ فرایند تشکیل و خروج منی، دانش پزشکی امروز تصویر نسبتاً دقیقی ارائه می‌دهد. این فرایند را می‌توان در چند مرحله توضیح داد:
نخست، اسپرم‌ها در بیضه تولید می‌شوند و سپس برای تکامل و ذخیره‌سازی وارد اپیدیدیم (Épididyme) می‌گردند. در این بخش، اسپرم‌ها قدرت حرکت و قابلیت باروری پیدا می‌کنند. پس از تحریک جنسی، اسپرم‌ها از طریق لولۀ وازدفران (vas deferens) به سمت داخل حفرۀ لگن حرکت می‌کنند.
در مرحله بعد، اسپرم‌ها در مسیر خود به کیسه‌های منی می‌رسند. این کیسه‌ها بخش عمدۀ حجم منی را با ترشح مایعی قندی فراهم می‌کنند. سپس این ترکیب از ناحیۀ پروستات عبور می‌کند و در آنجا نیز ترشحات دیگری به آن افزوده می‌شود که خاصیت قلیایی داشته و از اسپرم در محیط اسیدی دستگاه تناسلی زن محافظت می‌کند. در نتیجه، مایعی مرکّب و آماده برای باروری شکل می‌گیرد که همان «منی» است.
پس از این مرحله، مایع منی از طریق «مجرای انزال» (ejaculatory duct) وارد پیشاب‌راه می‌شود و به‌وسیله انقباض‌های عضلانی پی‌درپی و با فشار، به بیرون رانده می‌گردد.[17] نکتۀ قابل توجّه این است که محل این مجرا و مسیر اصلی عبور منی، در درون حفرۀ لگنی قرار دارد؛ یعنی نه در سطح خارجی بدن، بلکه در عمق میان استخوان‌های پشت و پیش رو.
از نظر کالبدشناسی، این بخش از بدن از پشت به ستون مهره‌ها و استخوان‌های کمری متّصل است که در متون لغوی و تفسیری از آن با عنوان «صلب» یاد می‌شود، و از جلو به استخوان‌های عانه و خاصره محدود می‌گردد که بسیاری از محقّقان آن را مصداق «ترائب» دانسته‌اند. بدین ترتیب، مجرای انزال و محل ترکیب و عبور منی عملاً در میان این دو ناحیه استخوانی واقع است.
به تعبیر دیگر، اگر ساختمان لگن انسان به‌صورت دقیق بررسی شود، دیده می‌شود که یک حلقۀ استخوانی، اعضای درونی تناسلی را در بر گرفته است: در عقب ستون فقرات، در طرفین استخوان‌های خاصره، و در جلو استخوان عانه قرار دارد. مجاری ناقل منی دقیقاً در همین محدوده حرکت می‌کنند و از همان‌جا مایع منی به پیشاب‌راه وارد می‌شود. این توصیف همان چیزی است که برخی مفسّران معاصر، مانند پرتوی از قرآن، نیز با بیانی علمی بدان اشاره کرده‌اند.[18]
ازاین‌رو، برخلاف پندار رایج گذشته که گمان می‌کرد محل خروج منی همان عضو ظاهری بدن است، روشن شده است که آن عضو تنها «محل عبور نهایی» است، نه «محل تشکیل و خروج واقعی». خروج حقیقی منی، به معنای آغاز حرکت جهشی و رانده‌شدن آن، در همان ناحیۀ درونی و در میان صلب و ترائب صورت می‌گیرد.
بدین ترتیب، داده‌های علمی جدید نشان می‌دهد که تعبیر قرآنی «يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» توصیفی دقیق و مطابق با واقع از جایگاه آناتومیک خروج منی است؛ توصیفی که در عصر نزول قرآن، با توجّه به نبود دانش کالبدشناسی پیشرفته، برای بشر ناشناخته بوده است. این هماهنگی، افزون بر تبیین بهتر معنای آیه، جلوه‌ای روشن از دقّت علمی بیان قرآن و پیوند سنجیده میان زبان وحی و واقعیت‌های طبیعی را آشکار می‌سازد.


ترجمه آیات

با توجّه به نکته‌هایی که دربارۀ مفردات، ساختار ادبی آیه و نیز داده‌های علمی بیان شد و با در نظر گرفتن نقاط ثقل معنایی آیات، می‌توان ترجمۀ آن‌ها را چنین ارائه کرد:
خداوند متعال می‌فرماید:
«پس انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؛ از آبی جهنده آفریده شده است؛ آبی که از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید.»
در این ترجمه، تعبیر «آب جهنده» ناظر به همان مایع منی است که با فشار و به‌صورت جهشی خارج می‌شود، و قید «از میان صلب و ترائب» جایگاه درونی و کالبدی این خروج را نشان می‌دهد.


نتیجه گیری

بر پایۀ آنچه در تبیین آیات گذشت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که قرآن کریم منشأ خلقت انسان را «ماءٍ دافق» معرفی می‌کند؛ یعنی مایعی جهنده و روان که همان منی است، و محل خروج آن را «میان صلب و ترائب» می‌داند. خواه «صلب» را به معنای استخوان پشت و ستون فقرات بگیریم یا بخش پایانی آن، و خواه «ترائب» را استخوان‌های سینه بدانیم یا استخوان‌های عانه و خاصره، در هر صورت مقصود ناحیه‌ای درونی از بدن است که میان این ساختارهای استخوانی قرار دارد.
یافته‌های پزشکی امروز نیز نشان می‌دهد که ترکیب نهایی و تشکیل مایع بارور منی، نه در سطح خارجی بدن، بلکه در عمق لگن و در مجرای انزال (ejaculatory duct) صورت می‌گیرد؛ جایی که اسپرم‌ها با ترشحات کیسه‌های منی، پروستات و دیگر غدد درهم می‌آمیزند و مایع کامل و توانمند برای باروری پدید می‌آید. هیچ‌یک از این اجزا به‌تنهایی منشأ آفرینش انسان نیست، بلکه تنها در نقطۀ تلاقی و امتزاج آن‌هاست که مادّۀ بارور شکل می‌گیرد. ازاین‌رو، چون قرآن دربارۀ «خلقت انسان» سخن می‌گوید، به‌دقّت همان جایگاهی را نشان می‌دهد که همۀ عناصر لازم برای این فرایند در آن گرد می‌آیند.
در حالی‌که در فهم عرفیِ گذشته، محل خروج منی همان عضو ظاهری پنداشته می‌شد، و همین پندار موجب برخی اشکال‌ها و ادّعای ناسازگاری میان قرآن و علم شده بود، داده‌های علمی جدید روشن کرده است که آن عضو تنها مسیر عبور است، نه محل واقعی خروج و تشکیل. بدین‌ترتیب، گزارش قرآن نه‌تنها نادرست نیست، بلکه دقیق‌تر و عمیق‌تر از برداشت‌های رایج پیشین است.
ازاین‌رو، می‌توان گفت آیه هفتم سورۀ طارق جلوه‌ای روشن از دقّت علمی بیان قرآن و نمونه‌ای از اعجاز علمی آن در حوزۀ آفرینش انسان است؛ بیانی که در روزگار فقدان دانش کالبدشناسی دقیق، حقیقتی را بازگو کرده که امروز با ابزارهای علمی تأیید می‌شود.
همچنین، با توجّه به اینکه قرآن تنها «میان صلب و ترائب» را معیار قرار داده است، اختلاف در تعیین مصداق دقیق هر یک از این دو واژه تأثیر اساسی در اصل معنا ندارد؛ زیرا محور، همان «میان‌بودن» و قرار گرفتن در محدودۀ این دو ساختار است. البته اگر «صلب» به بخش پایانی ستون فقرات و «ترائب» به استخوان‌های عانه و خاصره تفسیر شود، انطباق آن با داده‌های پزشکی روشن‌تر و جلوۀ اعجاز علمی آیه آشکارتر خواهد بود.


فهرست منابع

قرآن کریم
طالقانى، محمود، پرتوى از قرآن، 1362ش، چ چهارم، تهران، شرکت سهامى انتشار.
طباطبايى، محمدحسين، ترجمۀ تفسير الميزان، 1374ش، چ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامى.
طبرسى، فضل بن حسن، ترجمۀ تفسير مجمع البيان، تهران، چ اول، فراهانى.
طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، 1369ش، چ دوم، تهران، اسلام، ايران.
فضل‌الله،محمدحسين، من وحى القرآن، 1419ق،  چ اول، بيروت، دارالملاک.
قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، 1371ش، چ ششم، تهران، دارالکتب الاسلامية.
مکارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 1371ش، چ دهم، تهران، دار الکتب الإسلامية.

 

پی‌نوشت‌ها

[1]  دانش پژوه سطح 4رشته تفسیر و علوم قرآن و اتمام سطح4 رشته فقه و اصول.
[2]  سورۀ طارق، آیات 5- 7.
[3]  قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج2 ص351.
[4]  طباطبايى، محمدحسين، ترجمۀ تفسير الميزان، ج20، ص431.
[5]  مکارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج26، ص364.
[6]  فضل‌الله، محمدحسين، من وحى القرآن، ج24، ص182.
[7]  قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج4،ص 139.
[8]  طباطبايى، محمدحسين، ترجمۀ تفسير الميزان، ج20، ص431.
[9]  طالقانى، محمود، پرتوى از قرآن، ج‏3، ص330.
[10]  طبرسى، فضل بن حسن، ترجمۀ تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 715.
[11]  طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، ج14، ص77.
[12]  قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج1، ص270.
[13]  طباطبايى، محمدحسين، ترجمۀ تفسير الميزان، ج20، ص431.
[14]  طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن،ج14، ص77.
[15]  طالقانى، محمود، پرتوى از قرآن، ج3، ص330.
[16]  قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج1، ص270.
[17]  برگرفته شده از سایت:  https://upload.wikimedia.org و دیگر سایت‌های مربوط به آناتومی بدن.
[18] طالقانى، محمود، پرتوى از قرآن، ج‏3، ص330. 


 

گالری تصاویر محصول
تصاویر
بیشتر
 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب