1402/07/17
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: معونة الظالمین/ حکم تکلیفی معونة الظالمین/ اعانه ظالم، گناه کبیره یا صغیره
خلاصه جلسات گذشته: صحبت در بحث فقه، درباره «معونة الظالمین» بود. کمک به ظالم، مراحلی دارد؛ برخی از موارد آن بهیقین حرام است، برخی مراتب بهیقین جایز است و برخی از مراتب مشکوک است. بحث ما درباره برداشت حکم مسأله از ادله اربعه بود که در دلیل عقل گفتیم: عقل همانگونه که بر قبح ظلم حکم میکند (الظلم قبیح ذاتاً) بر قبح ذاتی معاونت بر ظلم نیز حکم میکند. هنگامی که ارتکاب کاری قبیح است، کمک به ارتکاب آن نیز قبیح است؛ الظلم قبیح والمعاونة علیه قبیحة.
برخی از علما این دلیل عقل را برای حرمت اعانه بر محرمات نیز آوردهاند.[1] همه عقلای عالم بدون لحاظ دین حکم به حرمت ظلم و اعانه بر آن میکنند اما ظاهرا این دلیل درباره اعانه بر اثم، کارایی ندارد؛ اگر کسی شراب مینوشد و دیگری که مسلمان نیست به او شراب بدهد، عقل این کمک را اعانه بر ظلم نمیداند. اگر کسی گناه شخصی مرتکب میشود و دیگری به او کمک کند، عرفا معاونت بر ظلم صدق نمیکند؛ زیرا او اعتقادی به حرمت شراب ندارد تا عقل، آن را مصداق ظلم و قبیح بداند.
دلیل پنجم: حرمت اعانه بر اثم
علمایی که حرمت اعانه بر اثم را پذیرفتهاند در اینجا نیز میتوانند بگویند که اعانه ظالم در ارتکاب ظلم و گناه، حرام است. اما برخی از علما مانند محقق خویی رحمهالله اعانه بر اثم را جایز میدانند.
نوع حرمت
مشخص شد که اعانه بر ظلم و گناه، شرعا حرام است اما آیا این حرامی که ظالم مرتکب میشود و کمک به آن حرام است، از گناهان کبیره است یا صغیره؟ شیخ انصاری رحمهالله، مرحوم امام خمینی، محقق سبزواری رحمهالله و گروهی از فقها آن را گناه کبیره دانستهاند.
شیخ انصاری رحمهالله میگوید: «معونة الظالمين ... في ظلمهم حرام و هو من الکبائر».[2]
امام خمینی رحمهالله میگوید: «إعانة الظالم في ظلمه کبيرة».[3]
برای یافتن پاسخ این مسأله باید توجه نمود که ظلم و اعانه، مراتبی دارد. گاهی کسی میخواهد دیگری را بکشد و شما به کشتن او کمک میکنید. گاهی میخواهد آبروی کسی را ببرد و شما به او کمک میکنید. گاهی میخواهد کسی را کتک بزند و شما به او کمک میکنید. گاهی مال زیادی را از دیگری میگیرد و گاهی مال کمی است. در همه این مثالها، مراتب ظلم، متفاوت است. اعانه نیز مانند ظلم، مراتبی دارد؛ مثلا گاهی از راه دور به ظلم میخندید یا در برابر ظلم سکوت میکنید. میتوانستید در برابر ظلم، فریاد بزنید که ظلم نکن اما سکوت ناروا داشتید و سکوت، نوعی تأیید است. خندیدن نیز اعلام رضایت به ظلم است. خندیدن یا سکوت، مراتبی از اعانه هستند. گاهی اعانه مرتبه بالاتری است و شمشیر یا تازیانه را به ظالم میدهید. گاهی برخی در مجالسی شرکت میکنند که در آن مجلس، خلاف شرع انجام میشود؛ نفس حضور این شخص یا شخصیت در آن مجلس، تأییدی بر خلاف شرع است.
بحث ما درباره مطلق ظالم است نه خاص سلطان ظالم؛ ممکن است این ظالم، رئیس اداره یا ارگانی در محله یا شهری باشد. شما که کارمند او هستید و ظلم او را میبینید آیا به او کمک میکنید یا به او اعتراض میکنید؟ ظلم هم در این موارد، مراتبی دارد؛ گاهی کسی به اداره مراجعه میکند و بهجای اینکه کار او را انجام دهند به او میگویند که چند روز دیگر مراجعه کند. تأییدکننده این کار نیز متفاوت است؛ کسی ممکن است تأیید کند که برو چند روز دیگر بیا و دیگر با سکوت باعث شود که ظلم شود و مراجعهکننده چند روز بعد بیاید درحالیکه میتوانست به ظالم بگوید همین امروز کار مراجعهکننده را انجام بده. گاهی ظلم در حق شاگرد است و استاد، حضور او را تأیید نمیکند. هرگونه ظلمی حرام است و تأییدکنندگان ظلم نیز کارشان حرام است.
درباره کبیره بودن یا صغیره بودن ظلم و اعانه بر آن باید قائل به تفصیل شد و به مراتب ظلم و اعانه بر آن توجه کرد. سکوت، مرتبهای از اعانه است و عرف توبیخ میکند که ظلم را دید اما چیزی نگفت. در روایت نیز وارد شده: «الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْم کَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ».[4] مجالسی وجود دارد که خلاف دیدگاه ولیفقیه و رهبری است، آیا وارد آن مجلس شوم تا ببینم چه میگویند؟ ورود به آن مجلس، تأیید آنان است. اگر دانستید مجلسی خلاف شرع است و وارد آن مجلس شدید، شما نیز خلاف شرع مرتکب شدهاید. نمیتوانی بگویی که میروم ببینم چه خبر است؛ ورود به آن مجلس، حرام است. بهویژه روحانیان عزیز که باید کارهایشان روی حساب و مورد رضایت امام زمان عجاللهتعالیفرجه باشد. هر قدمی که برمیدارند و هر حرکتی که میکنند، عندالله محاسبه میشود که آیا رضایت امام زمان عجاللهتعالیفرجه در آن بود یا نبود؟ اگر در جایی که خلاف رهبری و انقلاب است وارد شوید، کمک به ظلم و محرمات کردهاید. پس به نظر ما اگر مراتب ظلم یا اعانه، بالا بود، گناه کبیره است و اگر مرتبه پایین بود، گناه صغیره است.
بررسی روایات
روایات دلالت دارند که کمک به ظلم، از گناهان کبیره است.
روایت اول: أَوْسُ بْنُ شُرَحْبِيلَ[5] رَفَعَه: قَالَ علیه السلام: «مَنْ مَشَى إِلَى ظَالِمٍ لِيُعِينَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ، فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلَامِ».[6] کسی که بهسوی ظالمی برود تا به او کمک کند، درحالیکه میداند ظالم است، از اسلام خارج شده است.
گاهی انسان، جاهل به حکم یا موضوع است، جاهل است به اینکه کسی که به او کمک میکند ظالم است، دراینصورت گناهی ندارد اما اگر میداند که ظالم است، از دین خارج شده و خروج از دین، گناه کبیره است. هرچند خروج از دین و کافربودن ممکن است مبالغه باشد اما کبیرهبودن از روایت استفاده میشود.
روایت دوم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: «مَنْ مَشَى مَعَ ظَالِمٍ لِيُعِينَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ، فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِيمَان».[7] از این روایت نیز باتوجه به خروج از ایمان، کبیرهبودن استفاده میشود.
روایت سوم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: «مَنْ نَکَثَ بَيْعَةً أَوْ رَفَعَ لِوَاءَ ضَلَالَةٍ أَوْ کَتَمَ عِلْماً أَوِ اعتقد [اعْتَقَلَ] مَالاً ظُلْماً أَوْ أَعَانَ ظَالِماً عَلَى ظُلْمِهِ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ، فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْإِسْلَام».[8]
دلایل نقلی بسیاری وجود دارد که دلالت بر کبیرهبودن اعانه ظالم دارد.
مصداق ظالم در عصر حاضر
یکی از ظلمهای بزرگی که در این عالم انجام شده، توسط اسرائیل جنایتکار بوده است. میبینید که این رژیم به مردم فلسطین چهبسیار ظلم میکند؛ چهقدر مردم را کشته و اسیر کرده است. سازمان ملل، قطعنامههایی را علیه اسرائیل صادر کرده اما به هیچکدام عمل نکرده است. درعینحال، مردم فلسطین حمله جوانمردانهای انجام دادند و اسرائیل را غافلگیر کردند و گنبد آهنین را نابود کردند و شرق و غرب مبهوت قدرت فلسطین شدند. این حرکت بهدلیل این است که باید با ظلم مبارزه کرد. مبارزه با ظلم باید ادامه داشته باشد تا ظلم ازبین برود. ظلم چیزی نیست که دوام داشته باشد. اگر کسی ظلم میکند باید بداند که ظلمش عاقبت خوشی نخواهد داشت.
پیروزی رزمندگان فلسطینی را تبریک میگوییم و انشاءالله تا نابودی کامل اسرائیل ادامه یابد و همه مسلمانان پیروز شوند و بتوانیم در بیتالمقدس به امامت مقام معظم رهبری حفظهالله، نماز جماعت بخوانیم.