1402/07/03
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: معونة الظالمین/ حکم تکلیفی معونة الظالمین/ ادله حرمت
خلاصه جلسات گذشته: صحبت در بحث فقه، درباره «معونة الظالمین» بود که کمک به ظالمان چه حکمی دارد.
این بحث سه فرع دارد:
1- معونة الظالمین في ما یظلم؛ کمک به ظالم در ظلمی که مرتکب میشود. علما بر حرمت این عمل، اجماع دارند و بحثی دراینباره وجود ندارد. ادله اربعه بر حرمت آن اقامه شده است.
2- معونة الظالمین في ما یحرم؛ ظالم مرتکب گناهی مانند شرب خمر میشود که به خودش ظلم میکند نه به دیگران، و کسی در ارتکاب این گناه شخصی به او کمک کند. این عمل، اعانه بر اثم است. این عمل را برخی حرام دانسته برخی مانند محقق خویی رحمهالله آن را حرام ندانستهاند بلکه تعاون بر اثم را حرام میدانند. به نظر ما اعانه بر اثم نیز مانند اعانه بر ظلم، حرام است.
3- معونة الظالمین في مایباح. ظالم میخواهد لباس بدوزد، عذا بخورد یا بنّایی کند، آیا کمک به او در این کارها حرام است؟ در زمان پهلوی، حکومت جور بود و سلطان، جائر بود کمک به چنین حاکمی در مباحات چه حکمی دارد؟ باید بتوانید از روایات این نکته ظریف را بهدست بیاورید که آیا کمک به مباحات حرام است یا خیر؟
در تعامل با ظالم دو جهت وجود دارد: کمّیت و کیفیت. کسی که با شخص ظالمی معامله میکند، گاهی تعداد این معاملات کم و گاهی زیاد است؛ ممکن است معامله با ظالم، سالی یک بار باشد و ممکن است هر روز با او معامله میکند. این تعداد دفعات، کمّیت معامله با ظالم است اما گاهی کیفیت معامله متفاوت است. گاهی یک معامله است اما میلیاردها تومان معامله میکند و اینگونه نیست که ظالم از مغازه او میوه بخرد؛ در این فرض، معامله با ظالم، کیفیت بالایی دارد.
در روایت جلسه گذشته خواندیم:
«يَا عُذَافِرُ إِنَّکَ تُعَامِلُ أَبَا أَيُّوبَ وَ الرَّبِيعَ، فَمَا حَالُکَ إِذَا نُودِيَ بِکَ فِي أَعْوَانِ الظَّلَمَةِ» قَالَ: فَوَجَمَ أَبِي، فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام لَمَّا رَأَى مَا أَصَابَهُ أَيْ عُذَافِرُ: «إِنَّمَا خَوَّفْتُکَ بِمَا خَوَّفَنِي اللَّهُ بِهِ» قَالَ مُحَمَّدٌ: فَقَدِمَ أَبِي، فَلَمْ يَزَلْ مَغْمُوماً مَکْرُوباً حَتَّى مَاتَ».[1]
امام صادق علیهالسلام فرمود: «ای عذافر! تو با ایوب و ربیع (که از اعوان ظلمه هستند) معامله میکنی. چگونه خواهی بود زمانی که در روز قیامت تو را با عنوان «اعوان ظلمه» صدا کنند؟»
از واژه «تُعَامِلُ» کثرت معامله برداشت میشود. از ذیل روایت معلوم میشود معاملهای است که کمّیت و کیفیت آن باعث تأثیر در عنوان «اعوان ظلمه» است. گاهی شما به ظالم، نان، گوشت یا میوه میفروشید که مردم نمیگویند از اعوان ظلمه شده است اما گاهی معاملات بهگونهای است که شما کارگر او میشوید و همیشه برای او فعالیت میکنید که مردم میگویند از عمّال او شدهاید.
در جلسه گذشته چند اشکال به این روایت گرفته شد:
اشکال اول: عذافر بن عیسی الصیرفي، مهمل است؛ هنگامی که یکی از راویان در سند، مهمل باشد، سند روایت ضعیف شده و از درجه اعتبار ساقط میشود.
اشکال دوم: آیا هر معاملهای حرام است یا معاملهای که منتهی به عنوان اعوان ظلمه شود حرام است؟ با تغییر کمّیت و کیفیت معامله، ممکن است عنوان اعوان ظلمه، صدق کند یا نکند. بر اساس این روایت، باید عنوان اعوان ظلمه صدق کند؛ پس اگر این عنوان صدق کند، اعانه و کمک به ظالم حرام است وگرنه حرام نیست.
روایت هفتم: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا[2] عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ[3] عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ[4] عَنْ حَدِيدٍ[5] قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام يَقُولُ: «إتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِينَکُمْ بِالْوَرَعِ وَ قَوُّوهُ بِالتَّقِيَّةِ وَ الِاسْتِغْنَاءِ بِاللَّهِ إنَّهُ مَنْ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ أَوْ لِمَنْ يُخَالِفُهُ عَلَى دِينِهِ طَالِباً لِمَا فِي يَدِهِ مِنْ دُنْيَاهُ أَخْمَلَهُ اللَّهُ وَ مَقَّتَهُ عَلَيْهِ وَ وَکَلَهُ إِلَيْهِ، فَإِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ دُنْيَاهُ، فَصَارَ إِلَيْهِ مِنْهُ شَيْءٌ، نَزَعَ اللَّهُ_ جَلَّ وَ عَزَّ اسْمُهُ_ الْبَرَکَةَ مِنْهُ وَ لَمْ يَأْجُرْهُ عَلَى شَيْءٍ يُنْفِقُهُ فِي حَجٍّ وَ لَا عِتْقٍ وَ لَا بِرٍّ».[6]
در این روایت با سند صحیح امام صادق علیهالسلام فرمود: تقوا داشته باشید و خود را با ورع، حفظ کنید و آن را با تقیه تقویت کنید (خود را در مهلکه نیاندازید تا به اسلام خدمت کنید). با توکل به خداوند استغناء داشته باشید و دست جلوی ظالم دراز نکنید. کسی که برای اطرافیان سلطان یا کسی که مخالف دین اوست خضوع کند تا چیزی از دنیا که در دست اوست را به دست آورد، خداوند شرافت او را از بین میبرد، مردم را با او بد میکند و او را به همان شخص وامیگذارد. اگر چیزی از دنیا را به دست آورد خداوند برکت را از آن مال برمیدارد و هر کار نیکی مانند حج، آزاد کردن برده و ... انجام دهد، ثوابی نخواهد داشت.
افرادی که همیشه به دنبال سطان جور هستند و مال حرام بهدست میآورند، کارهای خیری نیز انجام میدهند تا ظلم و خلاف خود را بپوشانند. اگر پول، حلال نباشد، در کار خیری که مرتکب میشود، هیچگونه ثوابی نیست.
برداشت شما از این روایت چیست؟ آیا مطلق معاونت حرام است یا خضوع، حرام است. ممکن است فروشنده به همه جنس بفروشد و به استاندار ظالم نیز بفروشد اما خضوع نکند. از نظر منطق، فروش بدون خضوع و با خضوع، برابر نیست. کسی که معامله با ظالم داشته باشد و در برابر او خضوع نیز داشته باشد، معاونت ظالم است و از اعوان ظلمه محسوب میشود؛ پس عمل حرامی است.
هرچند سند روایت صحیح است اما حرمت مطلق معاونت در مباحات را نمیتوان از آن استفاده کرد. اگر مصداق اعوان ظلمه باشد، حرام است اما اگر مصداق آن نباشد، حرام نیست.