menusearch
darolsaqalain.ir

تقویت روحیه جهاد و حق طلبی در فرهنگ مهدوی

دوشنبه پنجم اردیبهشت ۰۱
(0)
(0)
تقویت روحیه جهاد و حق طلبی در فرهنگ مهدوی

 

تقویت روحیه جهاد و حق طلبی در فرهنگ مهدوی


جهانگیر مرادی


چکیده


انبیای الهی علاوه بر ابلاغ رسالت، اهداف والای دیگری نیز داشتند، ازجمله: «ایجاد نظم اجتماعی و حاکم کردن شریعت و قوانین الهی در جامعه»، «پشتیبانی و حمایت از حق مظلومان و اقشار ضعیف جامعه و مبارزه با باطل و ظالمان و مستبدان».
دو برداشت اصلى و عمده درباره انتظار، وجود دارد: 1 انتظار، به معناى قیام و انقلاب علیه دولت هاى ظالم و غاصب،2 انتظار، به مفهوم انزوا و بى اعتنایى به حکومت هاى نامشروع. در نگرش مهدوی، برداشت درست و صحیح از واژه انتظار و منتظر، این است که فرد منتظر باید روحیه حق گرا و باطل ستیز و همچنین روحیه جهاد در برابر ظلم و فساد و بی عدالتی در جامعه، داشته باشد.
انتظار حقیقی با نفی ظلم، بی عدالتی، فساد و تباهی عجین شده است؛ ازاین رو منتظر واقعی در برابر جبّاران و مفسدان سازشی نخواهد داشت و برای قیام در برابر‌ آنها تاریکی‌‌‌‌های جهل را به نور دانش از بین می‌برد و تعالیم الهی را در جامعه اجرا می‌کند. منتظر واقعی فرج،   می‌کوشد در عصر غیبت، مانند رهبران خود در عرصه‌‌‌‌های مختلف اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی در مقابل لشکر باطل، مبارزه کند و با چراغ معنویت و اخلاق حقیقی، افکار جامعه را بصیرت بخشد.
واژگان کلیدی: انتظار، منتظر، قیام، جهاد.


مقدمه


انبیای الهی موظف به برپایی اهداف بلند الهی در جامعه بودند، ازجمله می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: ایجاد امنیت و عدالت در جامعه، پشتیبانی و حمایت از مظلومان و اقشار ضعیف جامعه، مبارزه با ظالمان و مستبدان، ایجاد نظم اجتماعی و حاکم کردن شریعت و قوانین الهی در جامعه، مبارزه با فساد، فتنه و ناامنی، فراهم کردن جامعه ای سالم برای بروز و رشد استعدادها و فضائل اخلاقی و بالا بردن سطح رفاه مادی و معنوی جامعه.
در نگرش مهدوی به مسأله انتظار، برداشت درست و صحیح از انتظار و منتظر این است که فرد منتظر باید دارای روحیه حق گرا و باطل ستیز و مبارز با ظلم و ظالم باشد. او باید بکوشد تا حکومتی صالح و اسلامی تشکیل دهد. از بارزترین شاخصه‌‌‌‌های تفکر مهدوی و مقوله انتظار نیز قیام علیه ظلم و حاکمان نامشروع و مستبد است و منشأ این روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با فساد، انتظار ظهور و آمادگی منتظران برای جهاد، ایثار، مبارزه، اصلاحات و قیام در زمان غیبت امام غایب است.
منتظر واقعی فرج، وارث این مکتب است؛ بنابراین می‌کوشد در عصر غیبت، مانند رهبران خود در عرصه‌‌‌‌های مختلف اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی در مقابل لشکر باطل، مبارزه کند و با چراغ معنویت و اخلاق حقیقی، افکار جامعه را بصیرت بخشد. برای برچیده شدن بساط جهل و باطل باید اصلاحی گسترده و فراگیر در جامعه تحقق یابد و جهان انسانیت با امام عادل، آرمان گرا و عبودیت محور آشنا شود. امامی که چهره واقعی دین خاتم را بر جهانیان نمایان کند «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ»[۱] و پرچم توحید و عبودیت را بر تارک جهان به احتزاز درآورد «يعْبُدُونَنِي لَا يشْرِکُونَ بِي شَيئًا»[۲].
برخی از گفتار‌‌‌‌های این مقاله در برخی از کتب و مقالات به صورت پراکنده و ناقص بررسی شده که می‌توان به مورد ذیل اشاره نمود: آیت الله مکارم در کتاب «مهدی انقلاب بزرگ»، برخی از وظایف منتظر را بیان و بررسی نموده است. محمدمهدی آصفی در مقاله «انتظار پویا» درباره طرح زمینه سازی در جامعه مهدوی برای قیام امام عصر (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) بحث می‌کند. رحیم کارگر نیز در مقاله «انقلاب و انتظار» مفهوم انتظار و برخی از مؤلفه‌‌‌‌های آن را بررسی می‌کند.
سعی ما در این نوشتار بر این است که راه‌‌‌‌های تقویت روحیه مبارزه با ظلم و فساد و همچنین ایجاد روحیه حق گرایی و باطل ستیزی را بررسی کنیم تا قدمی کوچک در تعالی معارف مهدوی در این زمینه برداشته باشیم.
تقویت روحیه جهاد و مبارزه با مفسدان و ظالمان
جهان کنونی، آلوده به مفاسد و انحرافات گوناگون اخلاقی، عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. عمل به اخلاق و معنویت در میان بشریت مدرن کم رنگ شده و بازار ظلم، شهوت رانی و جهالت، رونق بسیاری یافته است. شیطان و لشکرش با سلاح جهل، ضدارزش ها را ارزشمند جلوه داده است. گرگ ظلم و گناه، لباس مظلومیت و تمدن به تن کرده و در میان جامعه بشری نفوذ کرده است. جهان ره گم کرده که روز به روز از ارزش‌‌‌‌های اخلاقی و دینی فاصله می‌گیرد، سعادت و کمال خود را نیز نخواهد یافت و سرگردان در تاریکی‌‌‌‌های جهل و فساد به تباهی خواهد رسید.
وضع موجود در مقابل هدف آفرینش انسان است؛ زیرا هدف آفرینش انسان، رسیدن به کمال واقعى است و کمال و سعادت واقعى نیز در عبودیت، حرکت به سوى خدا و رسیدن به او محقق مى شود. جامعه منتظری که مى خواهد خود را به آرمان‌‌‌‌های عصر ظهور و حکومت مهدوى نزدیک سازد، باید بکوشد تا در عصر غیبت، زمینه هاى انحراف فکرى و دینى را از بین ببرد، به تبیین و تشریح آموزه هاى اصیل دینى همت گمارد و با افرادى که اصول و عقاید دین حق را وارونه جلوه مى دهند، مبارزه نماید. قرآن کریم در بیان هدف آفرینش بشر می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُون»؛[۳] جنّ و انس را نیافریدم مگر براى آن که من را پرستش کنند.
با فهم درست از مفهوم انتظار، معلوم مى شود که بین انتظار موعود و حیات پویا، ظلم ستیزى و ریشه کنى فساد از زمین، ملازمه وجود دارد. روایات فراوانى که فضیلت انتظار و مقام منتظران را بیان مى کنند، این تصویر زیبا را ارائه کرده اند. در پرتو انتظار موعود، حرکت هاى اصلاحى شکل مى گیرد و به برکت آن، حیات انسانى، مفهوم و جایگاه الهى خود را پیدا مى کند و بشر را به سوى اهداف والاى انسانى به پیش مى برد.


دو برداشت اصلى و عمده درباره انتظار، وجود دارد:
1. انتظار، به معناى قیام و انقلاب علیه دولت هاى ظالم و غاصب، مبارزه با فساد و تباهى براى زمینه سازى ظهور امام زمان(عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) و شکل دهى به حرکت هاى اصلاح طلبانه و سازنده است.
2. انتظار، به معنای انزوا و بى اعتنایى به حکومت هاى نامشروع یا توجه نکردن به فساد و انحرافات موجود در جامعه و انتظار رکودآفرین براى ظهور امام غایب است.
این برداشت ها، حتى در نحوه سلوک علما با حاکمان، نگرش ها و رفتارهاى سیاسى آنان، تأثیر فراوانى داشته است.
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و جهان، باعث شد که برداشت صحیحی از انتظار در میان شیعیان، جریان غالب شود. بر اساس این مفهوم از انتظار، منتظر با قیام خود باید تلاش کند تا بتواند اقدام هایی را برای اصلاح خود و جامعه پیرامونی مرتکب شود.
تلاش برای پیشرفت و تکامل، مبارزه با ظلم و بی عدالتی و تشکیل حکومت صالح، ازجمله اقدامات اصلاح گرایانه ای است که با برداشت صحیح از مفهوم انتظار محقق می‌شود.
روایات، تشبیهاتی درباره منتظران بیان می‌کند، از این روایات برداشت می‌شود که میان مفهوم حقیقی انتظار با مفهوم جهاد، رابطه تشابه وجود دارد اما تفکر احتراز بر این باور است که برای رسیدن به ظهور باید دست از جهاد و مبارزه کشید و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرد تا عالم، پر از گناه شود. چنین برداشتی از انتظار، اشتباه است؛ زیرا فلسفه انتظار، تسلیم نشدن در برابر آلودگی‌‌‌‌های محیطی و اجتماعی است درحالی که این تفکر با این فلسفه منافات دارد. آلودگی جامعه، ممکن است دامان منتظر را نیز آلوده کند یا اثرات وضعی گناه، بر منتظر هم اثر بگذارد.
منتظر واقعی فرج، کسی است که ابتدا با تلاش فراوان به خودسازی برسد و خود را از آلودگی‌‌‌‌های گناه نجات دهد، سپس با عزمی راسخ برای نجات دیگران نیز بکوشد و با فساد و مفسد، مبارزه کند.
انتظار، امیدآفرین است؛ امید به آینده ای همراه با سعادت و رستگاری. چنین امیدی با ایجاد نشاط در منتظر، او را به تلاش و پویایی وامی داد. امید به تحقق آرمان‌‌‌‌های اخلاقی و الهی باعث اتحاد میان منتظران می‌شود تا با هم بستگی خود و تشکیل بسیج عمومی به جهاد و مبارزه با فساد و مفسد برخیزند. امید به ظهور منجی، مصلح و راهنمای سعادت حقیقی، سستی، افسردگی، سکوت و سکون را از منتظران دور می‌کند و پویایی، نشاط، حرکت و عمل را به ارمغان می‌آورد.
ویژگی بارز دولت مهدوی، مبارزه با پلیدی‌‌‌‌های فساد و گناه است تا پایه‌‌‌‌های ایمان، اخلاق و معنویت را در بشریت مستحکم نماید. در عصر ظهور دولت امام مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) زمینه‌‌‌‌های فساد، به وسیله خودسازی، تهذیب نفس و اصلاح اخلاقی جامعه از بین می‌رود و مدینه فاضله ای با آرمان‌‌‌‌های الهی شکل می‌گیرد.
انتظار فرج، استقبال و اشتیاق به خوبی ها است. منتظر، خود را آماده می‌کند تا با تلاشی خستگی ناپذیر به تهذیب نفس، حق جویی، کمال و پاکی برسد. منتظر با دلبستگی به آرمان‌‌‌‌های مهدوی، دل از دنیازدگی می‌شوید و عاشقانه برای رسیدن به فرج، تلاش می‌کند.
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) پرسید: فرج کى خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: «یا ابا بصیر و انت ممّن یرید الدّنیا؟ من عرف هذا الامر، فقد فرج عنه لانتظاره»؛[4] «اى ابوبصیر! تو هم از کسانى هستى که دنیا را طلب مى کنند؟ آن کس که قیام امام را بشناسد، به جهت انتظارش، براى او فرج شده است». بر اساس این، انتظار فرج، فراتر از انتظار معمولى است؛ یعنى انتظارى همراه با آگاهى، بصیرت، درایت، معنویت، آمادگى، حق گرایى، عدل خواهى و ... .
حقیقت انتظار فرج، مؤلّفه‌‌‌‌های ذیل را به همراه دارد:
1. تلاش و کوشش براى پیشرفت و ترقّى؛
2. اصلاح طلبى و امید به زندگى بهتر (گشایش در امور)؛
3. نفى وضع موجود (ظلم و بى عدالتى، فساد و تباهى)؛
4. طرد و نپذیرفتن حکومت هاى سیاسى (نامشروع دانستن آن ها)؛
5. قیام، انقلاب و نهضت مداوم و فعّال؛
6. ضرورت تشکیل حکومت هاى دینى و مشروع؛
7. عدم انقیاد و سازش در برابر جبّاران، مفسدان و ....


ویژگی‌‌‌‌های جامعه منتظر


هدف از زندگی انسان، رسیدن به کمال، سعادت و قرب الهی است. برای دستیابی به این هدف مهم، منتظر باید فضایل اخلاقی و معنوی را در خود پرورش دهد و با همراه نمودن ایمان با عمل صالح، در صراط مستقیم گام بردارد.
ارسال رسل و انزال کتب نیز برای دستیابی به همین آرمان ها بوده است. امامان معصوم (علیهم السلام) نیز به عنوان جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله) وظیفه راه بری مؤمنین را به صراط مستقیم دارند. دولت مهدوی نیز در همین راستا، اصلاح تفکر، اعتقاد و عمل جامعه و زدودن آلودگی انحراف و فساد را سرلوحه خود قرار خواهد داد.
نه تنها دولت مهدوی، بلکه هر دولت اسلامی وظیفه دارد در تربیت اخلاقی و معنوی جامعه بکوشد، زمینه تعالی را برای همه فراهم سازد و موانع رشد را از بین ببرد؛ زیرا انسان هایی که در محیط ناسالم و آلوده اجتماعی زندگی می‌کنند، زمینه مساعدی برای رسیدن به کمال و سعادت ندارند.
اگر معتقدات جامعه، اصلاح نشود، ظهور و تحقق ناهنجاری‌‌‌‌های اجتماعی نیز زیاد خواهد شد؛ بنابراین هر حکومتی وظیفه دارد که در ابعاد مختلف دینی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بصیرت افراد جامعه را بالا برده و آگاهی بخشد.
جامعه منتظر، علاوه بر آراسته شدن به فضایل اخلاقی و پاکی از آلودگی ها با الگوگیری از اهل بیت (علیهم السلام) و برای احیای سنّت ها و ارزش‌‌‌‌های دینی، با هر نوع ظلم و ظالمی به مبارزه خستگی ناپذیر برمی خیزد. در هر جایی که ظلمی آشکار شود، در دفاع از مظلوم ساکت نمی‌نشیند و در حد توان در رفع ظلم می‌کوشد. برای چنین جامعه ای فرقی نمی‌کند که مظلوم، مسلمان است یا دین دیگری دارد، هدف برای او حمایت از حق است.
امام علی (علیه السلام) وقتی شنید که از پای زن یهودی خلخالی را بیرون کشیده اند، تأسّف خورد و فرمود: اگر بر این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسّف بمیرد، ملامت نخواهد شد و سزاوار است.[5]
اصل سازش ناپذیری با ظالم و مبارزه با ظلم، یکی از مهم ترین اهداف شکل گیری حماسه عاشورا است که در کلام امام حسین (علیه السلام) متبلور می‌شود؛ آن جا که فرمود: «هیهات منّا الذلة».
حجّت ها و مصلحان الهی وظیفه دارند در حرکت‌‌‌‌های اصلاحی و انقلابی خود، با فاسد و مفسد مبارزه کنند؛ ازاین رو با تحقق ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) مظاهر ظلم و فساد در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... زدوده می‌شود و فرهنگ ناب توحیدی، چهره جامعه را از ظلم پذیری پاک می‌کند.
جهاد و مبارزه با استکبار، تنها در بُعد نظامى خلاصه نمى شود، بلکه در ابعاد فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و ... نیز تکلیفی بر عهده مکلفان است. مقام معظم رهبرى فرمود: نهضت تولید علم، نهضت عدالت طلبى و نهضت مبارزه با فساد، کارهایى است که باید با شدت و قوت ادامه پیدا کند.[6]
این اندیشه در آثار و سیره امام خمینى (رحمه الله) نیز به چشم مى خورد. ایشان مبارزه با حکومت هاى جور و ضد اسلام را تکلیف مى دانست و تأکید مى کرد که باید این حکومت هاى جور را کنار زد. «چنان چه نتوانستیم رضایت بر حکومت‌ آنها ولو یک روز، ولو یک ساعت، این رضایت بر ظلم است ... و همه ما مکلفیم با این حکومت ها مبارزه کنیم و هیچ عذرى پذیرفته نیست».[7]
با تحقق حاکمیت صالحان به پشتوانه ایمان، باید روحیه جهادی مردم را تقویت نمود. برای رسیدن به این مهم باید آگاهی را در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... افزایش داد.
طرح زمینه سازی برای قیام امام عصر (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) دو جنبه دارد:
1 رشد ایمانی، جهادی و آگاهی سیاسی که جبهه مقابل، فاقد آن است؛
2 برای رویارویی با دشمن، تشکیلات سیاسی، نظامی، اقتصادی نیاز است. هرچند قدرت برابری با جبهه جهانی دشمن وجود نداشته باشد اما فعالیت‌‌‌‌های اقتصادی و نظامی برای آمادگی فیزیکی لازم است. نیرو‌‌‌‌های مسلمان از سلاح ایمان بهره می‌گیرند ولی از آماده سازی امکانات مورد نیاز غفلت نمی‌کنند؛ چراکه پیامبر آسمانی‌ آنها فرمود: «هر آن چه در توانایی دارید به کار بندید». مهیا کردن بستر لازم در ابعاد بیان شده از وظایف جامعه اسلامی است.
شهید مطهری (رحمه الله) در خلال بحث نهضت هاى اسلامى در صد سال اخیر می‌نویسد: «کار اساسى این است که مردم، ایمان پیدا کنند که مبارزه سیاسى یک وظیفه شرعى و مذهبى است. تنها در این صورت است که تا رسیدن به هدف از پاى نخواهند نشست. مردم در غفلتند که از نظر اسلام، سیاست از دین و دین از سیاست جدا نیست؛ پس همبستگى دین و سیاست را باید به مردم تفهیم کرد.
اعلام همبستگى دین و سیاست و اعلام ضرورت شرعى آگاهى سیاسى براى فرد مسلمان و ضرورت دخالت او در سرنوشت سیاسى کشور خودش و جامعه اسلامى، یکى از طرح ها براى چاره جویى دردهاى موجود است».[8]


اقدامات لازم جهت مبارزه با فساد، تجاوز و ستم در جامعه


1- زدودن جهل و گسترش علم و دانش
اصلی ترین عامل تحقق جرم و بزه، نادانی است. سطح فرهنگ، تصحیلات و اعتبار، نسبت به ارتکاب بزه رابطه معکوس دارد؛ یعنی هرچه سطح فرهنگ افراد بالاتر رود، ارتکاب جرم، کاهش می‌یابد؛ زیرا این فرد سعی می‌کند کاری مرتکب نشود که جایگاهش تنزّل یابد. برای پیشگیری از وقوع جرم و فساد، باید سطح فرهنگ و اعتبار افراد در جامعه را افزایش داد. برنامه اصلی دولت مهدوی، افزایش سطح فرهنگ، علم و عقلانیت جامعه به بالاترین حد تکامل است. جامعه ای که بر پایه عقلانیت شکل گرفته باشد و فرهنگ به کمال رسیده باشد، جرم و بزه در آن وجود نخواهد داشت.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «إذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت بها أحلامهم».[9]
پیشگیرى از جرم با دانش افزایى و مبارزه با جهل در سیره قضایى امیرالمؤمنین (علیه السلام) روشن و برجسته دیده مى شود. مبارزه با نادانى، در اندیشه امام على (علیه السلام) از اساسى ترین برنامه هاى پیش گیرى از انحراف و تباهى است.
حضرت، به صراحت نادانى را ریشه و منبع هر شر و بدى مى داند. از دیدگاه امام (علیه السلام) هر نوع لغزش و انحراف رفتاری، عقیدتی و اخلاقی، ناشی از نادانی است؛ ازاین رو ارتباط میان عالم و متعلّم را به گونه ای ترسیم می‌کند که بیانگر یکی از مهم ترین شیوه‌‌‌‌های پیشگیری از جرم است. این شیوه، فراهم آوردن مقدماتی است که زمینه‌‌‌‌های فساد را از بین می‌برد. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: «خدا از مردم نادان عهد نگرفت بیاموزند، مگر وقتى که از دانایان عهد گرفت آموزش دهند».[10]
بدون شک، در عصر ظهور و فرج آخرین ذخیره الهی و مصلح بزرگ جهانی، آموزش، تربیت و بصیرت بخشی با ابزار ارتباطی بسیار پیشرفته انجام خواهد شد؛ به گونه ای که اکثر جهانیان به کمالات اخلاقی و معنوی آراسته می‌شوند تا زندگی اجتماعی آرمانی را تجربه نمایند. با تکامل فکری، عقلانیت به جای جهل، حاکم بر جامعه می‌شود و عقلانیت، شکوفا می‌شود که در نتیجه آن، جرم، گناه و فساد، بسیار کم خواهد شد.
2- به کارگیری آموزه ها و تعالیم الهی و دینی
برای تقویت پایه هاى ایمانى و اخلاقى مردم، وسیله بازدارنده و مهارکننده انسان از فساد در ظاهر و باطن به کارگیری تعالیم و آموزه‌‌‌‌های دینی و الهی می‌تواند کارساز باشد؛ زیرا اگر در مرحله نخست اصلاح جامعه، این سیستم اجرا نشود و ایمان مردم تقویت نگردد، هیچ نیروی مقتدرى نمى تواند اقشار مختلف مردم را با نژاد، اخلاق و روحیه گوناگون از ارتکاب جرم و گناه بازدارد.
3- ایجاد سیستم اطّلاعاتى قوى و نیرومند با تکنولوژی روز و مدرن
به یقین پیشرفت کامل صنایع و تکنیک هاى متنوع، ابزاری را در اختیار بشر مى گذارد که به خوبى مى توان هنگام نیاز و ضرورت، هر حرکت نابجایى را که منتهى به فساد، تجاوز و ناهنجاری شود، زیرنظر داشت و از وقوع آن جلوگیرى کرد.
4- استفاده از ابزار ارتباط جمعی برای آموزش و تربیت صحیح
آموزه‌‌‌‌های اسلامی، بشر را به خوبی ها و پاکی ها دعوت می‌کند و از هر بدی برحذر می‌دارد. اگر آموزه‌‌‌‌های راستین اسلامی به درسی فهمیده شوند و بر اساسا آن تربیت محقق شود، روحیه مبارزه با فساد و انحراف اخلاقی و اجتماعی در انسان ایجاد می‌شود. برای دستیابی به چنین هدفی نیاز است که با استفاده از ابزار ارتباط جمعی مناسب با زمان، مکان و افراد به تربیت و آموزش مناسب دست یافت. امروزه این ابزار در خدمت زشت ترین برنامه‌‌‌‌های مفسدان قرار گرفته و فرهنگ جامعه را به سوی ضد ارزش و ناهنجاری‌‌‌‌های معنوی و اخلاقی سوق می‌دهد.
ابزار ارتباط جمعی در دستان مفسدان برای تحقق اهداف اقتصادی مادی است. مفسد با این ابزار، عقل ها را به نابودی و اخلاق را به ابتذال می‌کشد تا نیروی جامعه را برای رسیدن به اهداف مادی و اقتصادی خود به بردگی نوین بکشاند.
برای رهایی از وضع موجود، نیاز به قیام و مبارزه خستگی ناپذیر با چنین دشمن غدّاری است. این مبارزه بدون مسلّح شدن به ابزار روز ارتباطی و تسلط بر آن امکان پذیر نخواهد بود.
5- ایجاد دستگاه قضایى سالم، قاطع و مقتدر
رسیدگی و برخورد قاطع و اجرای عدالت توسط دستگاه قضایی است؛ به گونه ای که مجرمان نتوانند از چنگال قانون فرار کنند. دستگاه قضایی سالم مقتدر، عامل مؤثّر و مهمی در کاهش فساد، گناه و تخلف از قانون است. مجازات مجرمان، پیشگیری عام از تحقق جرم است؛ زیرا افراد با مشاهده مجازات مجرم، برای گرفتار نشدن به سرگذشت او، مرتکب آن جرم نمی‌شوند.
منتظران آن مصلح بزرگ بر این واقفند که هرقدر دنیا فاسدتر شود، امید ظهور آن بزرگ مرد، بیشتر مى شود. این امر اثر فزاینده روانى در معتقدان دارد و‌ آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه مى کند؛‌ آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محیط، مأیوس نمى شوند، بلکه وصول به هدف را در برابر خویش مى بینند و با روحیه ای قوی و ایمانی مستحکم، کوشش هایشان براى مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن از رذایل را مضاعف می‌کنند.
مؤیّد مطلب فوق این آیه شریفه است که می‌فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ ...»؛[11] خداوند به‌ آنها که ایمان دارند و عمل صالح انجام مى دهند، وعده داده که حکومت روى زمین را در اختیارشان بگذارد. از پیشوایان بزرگ اسلام نقل شده است که منظور از این آیه، مهدى و یاران او هستند.
در حدیث دیگرى مى خوانیم: «نزلت في المهدى»؛[12] آیه درباره مهدى نازل شده درحالى که در این آیه مهدى و یارانش به عنوان «الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» معرفى شده اند.
تحقّق این انقلاب جهانى بدون ایمانی مستحکم، که هرگونه ضعف، زبونى و ناتوانى را دور سازد و بدون اعمال صالحى که راه را براى اصلاح جهان بگشاید، امکان پذیر نیست.‌ آنها که در انتظار چنین برنامه اى هستند باید سطح آگاهى و ایمان خود را بالا ببرند و در اصلاح عقیده و اعمال خود بکوشند. تنها چنین کسانى هستند که مى توانند نوید زندگى در حکومت او را به خود دهند، نه‌ آنها که با ظلم و ستم همکارى دارند، نه‌ آنها که از ایمان و عمل صالح بیگانه اند، نه افراد ترسو و زبونى که به دلیل ضعف ایمان حتّى از سایه خود مى ترسند و نه افراد سست و بى حال و بیکاره اى که دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محیط زندگى و جامعه خود سکوت کرده و کمترین تلاشى در راه مبارزه با فساد ندارند.


ایجاد روحیه حق گرایی و باطل ستیزی


تاریخ، همیشه شاهد جنگ میان حق و باطل بوده است. جبهه باطل با اندیشه طغیان گری همیشه بر آتش جنگ با حق گرایی افزوده است. مبارزان جبهه حق، پیامبران (علیهم السلام) و صالحان هستند و لشکریان باطل را شیاطین و پیروان هوای نفس تشکیل می‌دهند. این جنگ در هر زمان و مکانی وجود دارد؛ پس مدعی واقعی انتظار فرج باید همیشه خود را در صف مبارزان حق گرا بیابد و با آمادگی کامل با لشکر باطل مبارزه کند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لا تزال طائفة من امّتى على الحقّ ظاهرین حتّى یأتى امر اللّه»؛[13] «گروهى از امت من همواره حق را آشکار مى کنند تا فرمان خدا (امر ظهور) فرارسد».
حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) نیز فرمود: «واللّه ما یکون ما تأملون حتّى یهلک المبطلون و یضمحلّ الجاهلون و یأمن المتّقون ...»؛[14] «به خدا سوگند! آن چه آرزو مى کنید، تحقّق نمى یابد، مگر هنگامى که باطل از بین رود و نادان ها نابود شوند و پرهیزگاران، آرامش خود را بازیابند ...».[15]
قرآن کریم، در موارد متعددی تضاد و نبرد میان دو گروه حق و باطل را بیان کرده که گاه از آن تعبیر به مبارزه ایمان و کفر و گاهی تعبیر به مبارزه حق و باطل می‌کند.
خداوند، انسان را مختار آفرید؛ پس برخی افراد از این آزادی اراده برای رسیدن به قرب الهی استفاده می‌کنند و برخی نیز با سوء استفاده از این موهبت الهی در زمره لشکریان شیطان درمی آیند و در راه رسیدن به هوای نفسانی، با حق و حقیقت، ستیز می‌کنند.
در میدان این مبارزه، گاهی لشکر طغیاتگر باطل به پیروزی ظاهری می‌رسد اما بر اساس سنت و وعده الهی، سرانجام تاریخ از آنِ حق و پیروان صالحش خواهد بود و باطل و لشکرش محکوم به نابودی است تا تاریکی جهل به نور ایمان و عقلانیت مضمحل شود. «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»؛[16] بگو حق آمد و باطل را نابود کرد که بى تردید باطل لایق محو و نابودى است. «ویرِیدُ اللَّهُ أَنْ یحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ لِیحِقَّ الْحَقَّ وَ یبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ» ؛[17] خداوند مى خواهد حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کفر و کافران را قطع کند تا حق، تثبیت شود و باطل از میان برود؛ هرچند مجرمان را خوش نیاید.
پیروزی شکوهمند حق بر باطل، وعده حتمی و تخلّف ناپدیر خداوند است. مهم ترین جنگ میان حق و باطل با ظهور حضرت مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) اتفاق می‌افتد. جنگی که از ابتدای هستی آغاز شده بود به پیروزی نهایی حق منتهی می‌شود. آرمان تمام پیامبران، اوصیا و صالحان در طول تاریخ به دست حضرت بقیة الله، کامل محقق می‌شود تا همه تلاش ها، مجاهدت ها و شهادت‌‌‌‌های حق گرایان نتیجه دهد.
آرى ظهور مهدى موعود منّتى بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان، وسیله اى براى پیشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اى براى وراثت‌ آنها و خلافت الهى در روى زمین است؛ «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ».[18] ظهور مهدى موعود، تحقّق بخش وعده اى است که خداوند متعال از قدیم ترین زمان در کتب آسمانى، به صالحان و متّقیان داده که زمین میراث آنان است و پایان، تنها به متقیان تعلق دارد «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ»؛[19] «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يورِثُهَا مَنْ يشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».[20]
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه «وَ تِلْکَ الْأَیامُ نُداوِلُها بَینَ النَّاسِ» [21] فرمود: «از هنگام خلقت آدم تا این زمان، دولتى براى خدا و دولتى براى ابلیس بوده است. پس دولت خدا در این زمان کجا است؟ و کسی صاحب دولت خدا نیست، مگر قائم ».[22]
امام هادى (علیه السلام) فرمود: «او کسى است که وحدت کلمه ایجاد مى کند، نعمت را کامل مى سازد، خداوند حق را به دست او تحقّق مى بخشد و باطل را نابود مى کند». آن گاه آیه «بَقِیةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ» را قرائت کرد و فرمود: «به خدا سوگند! بقیةاللّه، او است ».[23]
محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: مقصود از آیه «وَ اللَّیلِ إِذا یغْشى» چیست؟ فرمود: شب، اشاره به آن است که سدّ راه على (علیه السلام) شد و او را فرو پوشاند. «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى»، روز، اشاره به قائم ما است که وقتى خروج مى کند، دولتش بر همه دولت هاى باطل چیرگى مى یابد.[24]
انسان مؤمن از یک سو موظف به مقابله و مبارزه با باطل است و از سوى دیگر، مکلف است تنها مسیر حق را بپیماید و به مقصد «قرب الى اللّه» دست یابد. با توجه به جریان غالب چیرگى ظاهرى باطل و تیره شدن فضاى حق، فرد منتظر نمى تواند به مسائل مربوط به ظلم و فساد و تباهی در جامعه بى توجه باشد.
این اصل انتظار است که در مبارزه حق و باطل صفوف طرفداران حق را فشرده تر و مقاوم تر می‌کند و‌ آنها را به نصرت خدا و فتح و ظفر نوید می‌دهد و گوش‌ آنها را همواره با صدا‌‌‌‌های نویدبخش قرآن آشنا می‌سازد که مکرّر می‌فرماید: «قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ»،[25] «فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ»،[26] «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ»[27].
در آن هنگام که ابر‌‌‌‌های یأس آورِ فتنه‌‌‌‌های بزرگ و تسلط غاصبان خلافت بر سر مردم و اهل حق، بلا و ناامیدی می‌بارید، امام علی (علیه السلام) با این کلمات امیدوارکننده و انتظاربخش دل‌‌‌‌های مردم را محکم کرد، به این حقیقت بزرگ و وعده تخلف ناپذیر الهی مژده داد، آنان را به فتح و ظفری که حزب خدا و حامیان حق در پیش روی دارند نوید داد و به استقامت و پایداری تشویق نموده است.
آری! این انتظار، ضعف، سستی و مسامحه در انجام تکالیف و وظایف نیست و سکوت، بی حرکتی، بی تفاوتی، تسلیم وضع موجود، یأس و ناامیدی را هرگز با آن نمی‌توان توجیه کرد. این انتظار، حرکت، نهضت، فداکاری، طرد ارتجاع و مبارزه با بازگشت به عقب و ارتداد است. اسلام مکتب زنده و سازنده است، اگر نادانان یا مغرضان، انتظار را به گونه دیگری تفسیر کرده و آن را مکتب کناررفته ها، کنارگذاشته شده ها، بیچاره ها، مأیوس ها، تن به خواری داد ها، چاپلوس ها و دین فروش ها معرفی کنند، خود را در ردیف یهودیانی قرار داده اند که «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ».[28]


نتجه گیری


منتظر ظهور مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) باید آمادگی فرج را در خود ایجاد کند. برای رسیدن به این آمادگی باید اعمالی را انجام دهد و اخلاقی را در خود نهادینه کند؛ مانند پیراستگی و پاکی زندگی، صادق بودن در اعتقاد و عمل، و توانایی روحی و جسمی برای جهاد در رکاب حضرت مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه). کسی که بخواهد از یاران مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) باشد، باید روح جهاد و مبارزه با باطل را در زمان غیبت تجربه کند. در احادیث، منتظر و یاور امام (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) کسی است که در زندگی منتظرانه خود، آماده و به مرتبه ایثار جان و مال در راه خدا برسد، همچنین، در راه استقرار دین و نجات مظلومان، گام بردارد و برای یاری کردن نهضتی که می‌خواهد ریشه ظلم را در جهان برکند و عدل را جای گزین کند، بی صبرانه، منتظر جهاد باشد.
پیامبران و مصلحان، همیشه تاریخ در مبارزه با باطل، راه روشنگری و بصیرت بخشی را سرلوحه خویش قرارد داده بودند و در راه هدفی مقدس حتی از جان نیز گذشتند اما در مقابل ظلم و ظالم، سر فرو نیاوردند. منتظر واقعی فرج، وارث این مکتب است؛ بنابراین می‌کوشد در عصر غیبت، همچون رهبران خود در عرصه‌‌‌‌های مختلف اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی و سیاسی در مقابل لشکر باطل، مبارزه کند و با چراغ معنویت و اخلاق حقیقی، افکار جامعه را بصیرت بخشد.
برای برچیده شدن بساط جهل و باطل باید اصلاحی گسترده و فراگیر در جامعه تحقق یابد و جهان انسانیت با امام عادل، آرمان گرا و عبودیت محور آشنا شود. امامی که چهره واقعی دین خاتم را بر جهانیان نمایان کند «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ»[29] و پرچم توحید و عبودیت را بر تارک جهان به احتزاز درآورد «يعْبُدُونَنِي لَا يشْرِکُونَ بِي شَيئًا».[30]
تقویت روحیه انتظار و عقیده به ظهور مهدی (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه) فکر و اندیشه را آینده گرا می‌سازد و مسلمان را برای مقاومت و استقامت و پایداری و مبارزه با باطل، جهل و فساد آماده می‌نماید.


منابع


قرآن کریم
.1    إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه)؛ يزدى حايرى، على ؛ مؤسسة الأعلمى، بیروت، چ اول، 1422ق .
.2    الغیبه؛ ابن ابی زينب، محمد بن ابراهيم ؛ نشر صدوق، تهران، اول، 1397ق .
.3    بحار الأنوار؛ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ؛ دار إحياء التراث العربي، بیروت، چ دوم، 1403 ق .
.4    تفسیر عیاشی؛ عياشى، محمد بن مسعود؛ مکتبة العلمية الاسلامية، تهران، چ اول، 1380ق.
.5    صحيفه نور؛ خمینی، روح الله؛ طبع و نشر، تهران، چ دوم، ۱۳۷۹ش.
.6    الکافی؛ کلينى، محمد بن يعقوب ؛ دار الکتب الإسلامية، تهران، چ چهارم، 1407ق .
.7     مجموعه آثار؛ مطهرى، مرتضى؛ صدرا، قم، چ هفتم، 1376 ش.
.8    منتخب الاثر في الامام الثانی عشر، صافی گلپایگانی، لطف الله؛ انتشارات مؤلف، قم، ۱۴۲۲ق.
.9    مهدویت پیش از ظهور؛ کارگر، رحیم؛ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، معارف، قم، چ اول، 1387ش.
.10    نهج البلاغه؛ شريف رضی، محمد بن حسين ؛ دشتى، محمد؛ مشهور، قم، چ اول، 1379ش .
.11    نهج الفصاحه؛ پاينده، ابوالقاسم ؛ دنياى دانش، تهران، چ چهارم، 1382ش .
.12    نهضت انتظار 2 سطح 1؛ آخوندى، مصطفى؛ معاونت آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران، 1384ش.


پی نوشت ها
[1] سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره فتح، آیه ۲۸؛ سوره صف، آیه ۹.
[2] سوره نور، آیه ۵۵.
[3] سوره ذاريات، آيه 56.
[4] کافى، ج 1، ص 371.
[5] نهج البلاغه، خطبه ۲۷.
[6] نهضت انتظار 2 سطح 1، ص 55.
[7] صحيفه نور، ج 3، ص 198.
[8] مجموعه آثار شهيد مطهرى، جلد 24، صص 36 -35.
[9] منتخب الاثر، ص 607.
[10] نهج البلاغه، حکمت 478.
[11] سوره نور، آیه ۵۵.
[12] الغيبة، کتاب الغيبة للحجة، ص 177.
[13] نهج الفصاحه، ج 2، ص 516؛ منتخب الاثر، ص 514؛ بحار الانوار، ج 51، ص 52.
[14] نهج البلاغه، ج 1، ص 198؛ الغيبة طوسى، ص 279.
[15] مهدويت پيش از ظهور، صص 215 و 214.
[16] سوره اسراء، آيه 81.
[17] سوره انفال، آيه 7 - 8.
[18] سوره قصص، آيه 5.
[19] سوره انبياء، آيه 105.
[20] سوره اعراف، آيه 128.
[21] سوره آل عمران، آيه 40.
[22] «ما زال منذ خلق اللّه آدم دولة للّه و دولة لابليس، فأين دولة اللّه؟ اما هو قائم واحد». بحار الانوار، ج 51، ص 54؛ تفسير عيّاسى، ج 1، ص 199.
[23] «هو الّذى يجمع الکلم و يتمّ النّعم و يحق اللّه به الحقّ و يزهق الباطل. و هو مهدّيکم المنتظر، ثمّ قرأ: بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَکُمْ و قال: هو و اللّه بقيّة اللّه». يوم الخلاص، ج 2، ص 66؛ الزام الناصب، ص 57.
[24] «محمد بن مسلم [قال:] سألت ابا جعفر عن قول اللّه تعالى «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى» قال: الليل فى هذا الموضع، الثانى، غشّ امير المؤمنين فى دولته الّتى جرت له عليه ... «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى»، النهار هو القائم منّا اهل البيت، اذا قام غلب دولة الباطل». بحار الانوار، ج 51، ص 49.
[25] سوره انعام، آیه 158.
[26] سوره توبه، آیه 52.
[27] سوره اعراف، آیه 71؛ سوره یونس، آیات 20 و 102.
[28] سوره نساء، آیه ۳۶.
[29] سوره توبه، آیه 33؛ سوره صف، آیه 9.
[30] سوره نور، آیه 55.


گالری تصاویر محصول
تصاویر
بیشتر